تبليغاتX
یادداشتهای یک جوان ترشیده
افکار پراکنده یک موجود منسجم از همه چيزو همه جا
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


یادداشتهای یک جوان ترشیده







:Powered By
BLOGFA.COM






WwW.Template-Ir.Tk




خانم نگار: من می خواستم بپرسم آیا هرکسی که یه دوست پسر یا دوست دختر میگیره تو زندگیش

کمبودی داره که چنین می کنه علتش واقعیش چیه؟

چرا این قربون صدقه هائی مادرمون برامون میره اینقدر واسمون تازگی و جالب نیست که وقتی یه پسر یا

یه دختر به طرفش میگه اون دست و پاش میلرزه و انگار میکنه خوشبخت ترین ادم دنیاست.

جواب: شما به محبت پدر و مادر اطمینان دارید و به همین خاطر ابراز محبت اونها برای شما چیز دندان

گیری نیست. اما وقتی وارد یک رابطه عاطفی میشید فقط یک طرف ماجرا هستید و طبیعیه که قربون

صدقه های طرفتون به معنی ضعف یا نیاز اونه و همین قسمت ماجرا واستون خوشاینده. البته وقتی که

این قربون صدقه ها از حد بگذره و شما فرد قوی این رابطه بشید و به محبت همیشگی طرف

مقابل اطمینان پیدا کنید، محبت اون هم براتون عادی میشه. برعکس این مثال هم صادقه. نگاه کنید به

این همه آدم مشنگ تو دنیا که صبح تا شب دلیل همه بدبختی هاشون رو بی توجهی والدین میدونند.

۰۰۰

خانم آهو: ی پسر ازش برمیاد که بخاطر عشقی که بهش دسترسی نداره با هیچ دختر دیگه ای هم

رابطه ج ن س ی نداشته باشه ؟ پسرایی که قبل از ازداوج روابط آزاد دارن ...بعد از ازدواج به چند دسته

تقسیم میشن ؟ اصلا اینجور پسرها واسه ازدواج و زندگی مشترک مناسب هستن ؟

جواب :به نظر من قاعدش این نیست من هم از استثناها خبر ندارم . دختر ازش برمیآد اما برای پسر نیاز

رابطه ج ن س ی نیازی مثل نیاز به غذاست و اگر غذای مورد نظر رو پیدا نکنه با نون خشک هم خودشو

سیر میکنه . مگر اینکه هیچ چیزی دم دستش نباشه که در این صورت روزه ی اجباری می گیره و منتش

رو سر خدا ( شما ) میگذاره .اما پسرها به دو دسته تقسیم میشوند . یک عده که متوجه اند ازدواج یعنی

چی یک عده که متوجه نیستند . دسته ی اول بسیار کم هستند . چون طبیعتا کسی که بدونه ازدواج

یعنی چی نباید ازدواج کنه .این گروه حتی اگر نه به دل که به امضایی که دادند و نهادی که تشکیل

داده اند وفادارند . اما دسته ی دوم بسیار زیادند و چون طفل معصوم ها معنی ازدواج رو نمیدونند ( اصلا به

همین دلیل ازدواج کردند ) به همان روابطی که قبل از ازدواج دارند ادامه می دهند .

خانم نگین: من 5 ساله که با پسری آشنا شده ام.اوائل اون تازه یه ضربه عشقی خورده بود و از همه

دخترا بدش میومد و قصد ازدواج تا آخر عمرش رو هم نداشت.می گفت فقط می خواد با یکی درد دل

کنه.ما هر روز با هم حرف می زدیم.کل زندگیشو برای من تعریف می کرد.اوائل من گوش می کردم.بعد کم

کم روش حساس شدم.از دخترای دیگه که حرف می زد از حسادت می مردم اما به روی خودم نمی

آوردم.کم کم به هم وابسته شدیم.اون اخیرا به خواستگاری من اومده و قراره که با هم ازدواج کنیم.اما

ماجراهای عشقی قبلیشو نمی تونم فراموش کنم.هر وقت با هم هستیم بخاطر این حس حسادتم

اذیتش می کنم.دست خودم هم نیست.نمی دونم چه کار کنم.این حس هر دو مونو عذاب میده .خواهش

می کنم راهنماییم کنین. 

جواب : من ازدواج با چنين مردي رو پيشنهاد نمي‌كنم. مردي كه در رابطه آزاد با دختري دائم در خيال

معشوق قبليش باشه تو زندگی دمار از روزگارتون در مياره. اما اگر مي‌بينيد شرايط او (از تمام جهات)

طوريه كه محاله مورد مشابه ديگه اي به تورتون بخوره وضع كمي فرق داره.

در رابطه فعلیتون و قبل از رسمي شدن ماجرا اگر او حرفي از معشوق قبليش زد، شما هم به نشانه

همدردي خاطره‌ي مشابه از معشوق‌ قبليتون بگيد. حتي اگر اون خاطره و اون فرد ساخته ذهن خودتون

باشه. حواستون باشه كه معلوم نشه که مي‌خواهيد انتقام بگيريد. اگر او در نوبتهاي بعدي باز هم

عملش رو تكرار كرد كاملا بي‌تفاوت باشيد. خبال كنيد اون داره از جزئيات دستشویی رفتنش حرف

ميزنه. (یادت باشه كه توصيه من به شما فراموش كردن اونه. اما اگر نمي‌تونيد كه...)

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 15:16  توسط یک جوان  |