کسی نمیخواد شما گوشی موبایلشو زیر و رو کنید. به همین سادگی. واقعاً حق داره که این را از شما
بخواد. شما هر کسی که میخواهید باشید. این نوع صحنهها رو چندین بار دیدم: در یک سفره خونه ای
هستی و روی تخت کناری، یک دختر و پسر نشستهاند و هی با هم پچپچ میکنند و میخندند و ... .
دختر گوشی پسر تو دستشه و پسر هم گردنشو کج میکنه تا ببینه دختره به کجاها سرک میکشه.
بعد دختر میپرسه : «پریسا کیه دیگه؟» و پسر با حالتی که انگار تو دادگاه قرار گرفته میخواد موضوع رو
ماستمالی کنه: «چیزه ... دخترِ پسرعمهی مامانمه!»
آدما با هم فرق دارند ولی من هیچوقت این حق رو به کسی نمیدم که به حریم شخصیم وارد بشه.
خودم هم سعی میکنم تا جایی که شعور دارم وارد حریم شخصی کسی نشم.
موضوع دیگری هم اینجا پیش میآد. بارها از خودم پرسیدم که «ورود به حریم شخصی دیگران، چهقدر
جذابه؟»
فضولی خیلی وقتها جذابه، خیلی هم زیاد. برای خودم پیش اومده که دانستن زندگی خصوصی یک
آدم، اصلاً برام جذاب نبوده. ولی در مقابل، دانستن زندگی خصوصی یک آدم دیگه، خیلی جذاب بوده.
پس نتیجه گرفتم که «آدمش مهمه». باز هم با همین استدلال، نتیجه گرفتم که «دانستن بعضی از
قسمتهای زندگی یک آدم خاص برام جذابه، نه همهی زندگی طرف». مثلاً شاید برام جذاب باشه بدونم
فلان آدم با چه کسانی رابطه داشته ولی برام هیچ جذابیتی نداشته که مثلا همون آدم ، تو چند
سالگی ورزشکار شده و ...
حس میکنم به این کنجکاویها نباید خیلی میدون داد. باید سعی کنیم که به حریم شخصی افراد احترام
بگذاریم؛ هر چند خیلی سخت باشه.
گاهی وقتها موضوع «شک» وارد ماجرا میشه.یک کسی به طرفش شک میکنه و میخواد از یک
چیزهایی سر در بیاره. شک خیلی وقتها ما رو نابود میکنه. مثل خوره روح را میخورَه؛ حالا در انزوا یا جای
دیگه.
به نظرتون چند درصد از آدمها، بارها سر زده به خونشون اومدن، تا مُچ طرفشون رو با نفر سوم احتمالی
بگیرند؟ کم نیستند قطعاً چون خودم به عینه دیدم که یک خانمی اینکارو کرده.
شاید خندتون بگیره که این شک های تا این حد قوی، از چه موضوعات کوچکی شروع میشوند. ولی تو
و ذهنتت به آنها میدون میدی و آن موضوعات تبدیل به شک میشن. شکهایی که اونقدر روی رابطهها
سایه میندازه، که دیگه فکر میکنی «این رابطه دیگه رابطه بشو نیست.»
مثلاً گوشی موبایل طرف مقابلت زنگ میزه و اون نگاهی به گوشیش میندازه و جواب نمیده. تو هم یا
روشنفکربازی در میآری و نمیپرسی «کی بود؟» یا میپرسی. بدترین کار از نظر من در این موقعیت اینه که
بخواهی بدونی کی بوده ولی چیزی نپرسی. نباید روشنفکربازی درآورد. اگر واقعاً میخواهی بدونی باید
بپرسی. حالا گیریم که دیگه اسمت روشنفکر نباشه.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 8:29  توسط یک جوان
|