تبليغاتX
یادداشتهای یک جوان ترشیده
افکار پراکنده یک موجود منسجم از همه چيزو همه جا
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


یادداشتهای یک جوان ترشیده







:Powered By
BLOGFA.COM






WwW.Template-Ir.Tk




در این پست یکی دیگه از روشهایی که میشه برای وابسته و عاشقتر کردن طرف مقابل به کاربرد و در

ضمن روشی بسيار حساس و بي‌رحمانه ای هم  هستش و از طرف ديگه نياز به فهم و شعور زيادي داره

رو براتون توضیح خواهم داد.

پيش زمينه اجراي اين روش شناخت دقيق طرف رابطه‌ هستش..... اگر مطمئنید كه ایشون به واسطه

گذشت زمان به شما عادت كرده و تا حدي بهتون وابسته شده، و اگه مي‌خواهيد اين حسشو به عشق

تبديل كنيد مي‌تونيد از اين روش استفاده كنيد: ترك موقت!

بدون ذكر هيچ دليلي براي مدتي تركش كنيد. اگه شما رو ديد و يا تلفن كرد نگوئيد كه گرفتار هستيد يا

اينكه بعدا مي‌بينيدش؛ رك و راست (و با كمال وقاحت) بگوئيد كه دلائلي براي قطع رابطه وجود داره كه

دلتون نمي‌خواد دربارش حرفی بزنيد، و راهتون رو بگيريد و بريد.

بگذاريد مدتي بگذره.. تو اين مدت او به هرشيوه‌اي متوسل میشه تا با شما رابطه برقرار كنه اگر چه به

احتمال قوي در تمام تلاش‌هاش كه شبيه به در و ديوار كوبیدنه، اين جمله رو هم مرتب خواهد گفت كه:

«حرفي نيست... برو! اما قبلش بگو براي چي؟» به اين ضجه‌ها موره ها اهميتي نديد مخصوصا اينكه

دليلي از تو آستين واسش در نیارید... فقط بگيد كه دلتون نمیخواد دربارش حرفی بزنيد (حواستون که

هست؟ شما هیچ دلیلی ندارید)!!!

خلاصه بعد مدتي (با توجه به شناختی که ازش دارید مدتش رو تعيين كنيد اما بيشتر از يك ماه نشه!

که مطمئنا نمیشه همون یکهفته بتونید دووم بیارید خیلی که بازم چشم من آب نمیخوره) كمي نرمش

نشون بديد و بعد هم بگيد كه اونو بخشيديد اما همچنان دلتون نمي‌خواد درباره دلايل قطع رابطه باهاش

حرفي بزنيد.

خب! اینطوری شما از يك دوست به مقام معشوق يا معشوقه ارتقا پيدا میکنید. اما توصيه من اینه که

شرایط رو حتما در نظر بگيريد: اول اينكه مدت نسبتا زيادي از آشناييتون گذشته باشه.دوم اينكه اطمينان

داشته باشيد كه بهتون عادت كرده و سوم و از همه مهمتر اينكه طرف رابطه‌تون شبيه اکثریت آدم‌ها

شعور درست و حسابي نداشته باشه....! در صورتي كه از وجود هر سه شرط اطمينان نداريد مطلقا

اين روش رو امتحان نكنيد چون شايد به جاي "عشق" يك "تيپا"نصیبتون بشه!

و يك توصبه ويژه به سركاران عليه::ببينيد فرزندان من ما مردها به طرز خطرناكي مستعد عاشق شدن

هستيم به طوري كه تنها با يك هُل كوچیك (به بخش خاصي از مغزمون) نيازمندنيم تا موتور عشقمون راه

بيوفته. اما از بخت خوش طبيعت كه گويا نظري از روي لطف به ما مردها انداخته جمعيت نسوان آن بخش

خاص مغز ما رو نمي‌شناسند....اشكالي نداره  من به شما میگم: تخيل!!!

كافيه تلنگري به تخيل ما بخوره تا مثل اون موجود وفادار عاشق بشیم....اما تا زماني كه زن براي مرد

سهل‌الوصول و دم دست باشه اين اتفاق رخ نميده. چرا که مشغولیات دیگه ای وجود داره تا ما با خیال

راحت در ِ تخیلمونو بذاریم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 17:38  توسط یک جوان  | 


اين حرف مزخرف رو بندازيد سطل آشغال كه: «براي اینكه يك نفر رو جذب كنيد، خودتان را شبيهش

بسازید.»* واقعا چرنده! در دنيا هيچ چيز نفرت‌انگير تر از آدمي نيست كه سعي داره خودشو تبديل به

شما بكنه... با اميد خوشدلانه فراموشي سخنتان، همون رو بسيار سطحي تر به خودتون تحويل بده!

این تهوع خفیف زمانی تبدیل به تهوعی بغیر قابل کنترل خواهد شد که اون سعی کنه حرکات شما رو هم

تقلید کنه!

براي اینكه رابطه بتونه دوام داشته باشه لازمه دو طرف، دو چيز مجزا باشند. يعني سعي كنند همون

خصوصيات اوليه را كه سبب جذب طرفشان شده حفظ بكنند.

كار سختیه  چون يكي از طرفهاي رابطه مطمئنا قطب قوي‌تري هستش و اين باعث م‌شه طرف ضعيف‌تر

(اگر کمی کودن باشد) به اين فكر بيفتد كه با تقليد از حركات و سخنان اون خودش رو تا حدودي به منبع

نزديك‌تر كنه... با اين خيال كه لابد قابل تحمل‌تر خواهد شد.!

آدما به طور معمولي سخت مي‌تونند خودشونو تحمل كنند و به همين دليله كه به دنبال فرد ديگه

ای هستند كه شبيهشون نباشه كه اونها رو از دنياي خودشان جدا كنه و به قول معروف دروازه دنياي

ديگه اي رو به رويشان بگشايد، هر چند دنيايي به مراتب مبتذلتر باشه اما لااقل ملال دنياي خودش رو

هم نداشته باشه!

اونهايي كه به جاي بخشيدن آن دنياي تازه به طرف رابطه‌شون كپي همون دنيايي كه او در آن زندگي

مي‌كند را عرضه مي‌كنند مسلما رابطه شان را رو به تضعیف میبرند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 14:31  توسط یک جوان  | 


ديديد گاهي طرف رابطه‌تون درباره خودش به شوخي چيزهايي ميگه؟ درباره چاقي يا لاغريش، درباره

قيافش، درباره قد و هيكلش، تبپ و لباسش و کلا درباره نواقصش؟ متوجه این شدید که گاهي خودش را

"هجو" مي‌كند و شما هم به تصور شوخي هر هر مي‌خنديد...؟ اين دقيقا همون چيزيه كه به شدت باعث

ناراحتیش میشه!

چيزهايي كه او اغلب به شوخي از اونها ياد مي‌كنه معمولا چیزهایی هستند كه برعكس آزارش مي‌دهند

اما او نمي‌خواد اين آزار را به روي خودش بياره، شايد با اميد ناگفتهء برخورداري از اين امتياز اضافي كه

شما، با ديدن شوخي باور كنيد كه انچه مي‌گويد حقيقت ندارد!

بهترين كار براي اینكه دلش رو به دست بياريد و يا لااقل آزارش نديد اينه كه در مقابل چنین شوخي‌هایی

جبهه بگيريد و حتي وانمود كنيد كه زياد خوشتون نيومده. راهكار مبتذل و پاچه خواریش هم اينه كه بگيد:

«تو حق نداري حتي درباره خودت چنين حرفي بزني!» كه البته من اين راه را توصيه نمي‌كنم.... اما

مسلما براي ادم‌هاي ذاتا مبتذل جواب ميده. 

خلاصه اينكه اينجور شوخي‌ها رو جدي بگيريد. ممكنه اون در ظاهر از اينكه به شوخي‌اش نخنديد ناراحت

بشه اما شك نكنيد تو دلش مثل خر كيف ميكنه!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 15:38  توسط یک جوان  | 


هر آدم درگير رابطه تنها يك بار حق داره بگه: «دوستت دارم»... نهايتش دوبار و يا اگر خيلي بي‌جنبه

باشه سه بار!!! در واقع شما با هزينه كردن راه و بي‌راه «دوستت دارم»این جمله رو از ارزش مياندازيد.

گفتن «دوستت دارم» در يك رابطه ارزش عتیقه ای داره... ذاتش اينه كه بايد ارزش عتیقهای داشته باشه

حالا ارزش عتیقه ای يعني چی؟ ببينيد: فلان شيئي كه در دنيا تنها يكي است ارزشش به همان يكي

بودنشه. اگر دو تا ميشد ارزشش نصف،اگر سه تا مي‌شد ارزشش یک ـ سوم و اگر چهارتا مي‌شد

ارزشش هم ربع مي‌شد و الاآخر...

شما هم با تكرار «دوستت دارم» همين بلا را به سرش میاريد تا جايي كه تعدادش اونقدر زياد ميشه

كه نه تنها ديگه ارزشي نداره بلكه مسخره میشه... باعث ميشه طرفتون با شنيدنش يخ كنه... حتي

گاهي حالت تهوع بهش دست بده!

بنابراين وقتي خيلي دلتون مي‌خواد بگيد «دوستت دارم» و احساس مي‌كنيد اگر نگيد ممكنه بلايي به

سرتون بياد (مثلا سقط بشید) باز هم جلوي خودتونو بگيريد... بگذاريد ارزش اون "بار اول" گفته شدنش

حفظ بشه.

توی جایی خوندم که نوشته شده بود :هر كسي فقط يك بار اين شانس را دارد كه با گفتن «دوستت

دارم» معشوق يا معشوقه‌اش را هيجان زده كند.......میدونم سخته اما اين تنها راهيه كه میشه اين

كلمات آسيب پذير رو ايمن كرد!

حالا ممكنه يك نفر بگه: طرف من خودش هر روز مي‌خواد كه بهش بگم «دوستت دارم» پس اين كلمات

برايش تكراري نميشه! جواب من اينه: به خاطر اينكه طرف شما نفهمه! تقصيري هم نداره... متوجه ابتذال

کلمه نميشه. مثل معتاديه كه همه عمرش و همه دفعاتي كه مواد زده، ته ذهنش به دنبال لذت بار اول

بوده! كه البته هيچ‌وقت هم به دست نخواهد آورد و نتيجه فلاكت‌بارش را همه ما ميدونيم!

خلاصه اينكه يك چيز ديگه ای براي خداحافظي و پايان مكالمات تلفنيتون پيدا كنيد... مثلا بگيد: مواظب

خودت باش..!

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 11:7  توسط یک جوان  |