تبليغاتX
یادداشتهای یک جوان ترشیده
افکار پراکنده یک موجود منسجم از همه چيزو همه جا
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


یادداشتهای یک جوان ترشیده







:Powered By
BLOGFA.COM






WwW.Template-Ir.Tk




الان دقیقا ۲ روزه که سر دردم خوب نمیشه!جدیدا در اثر مطالعات مضحکی که

انجام دادم نتیجه گرفتم که دارو بده...تنها دستاوردی هم که نصیبم شده بدبختیه!

چند روز پیش سرماخوردم و تصمیم گرفتم به روش سنتی دوا درمون کنم...این

حماقت همانا و سرفه کردن من تاکنون هم همانا!تازه زبونمم در اثر خوردن یه مشت

علفجات دم کرده جزغاله شد!...بعد حالا۲ روزه هی با سردردم کنار میام (من غلط

کردم که کنار میام خیلیم عصبی شدم از دستش)..تازشم امشب زیره دم کردم یه ته

لیوان خوردم!...یعنی داشتم یه برنامه از این دکتر علفی ها میدیدم طرف میگفت

زیره بخورید خیلی لاغر میشید و یه نفرم زنگ زد گفت من از وقتی به حرف تو گوش

کردم کلی لاغر شدم!...بعد من احمقم تحت تاثیر جادوی رسانه ها  یه قاشق زیره

ریختم توی قوری دم کردم و نصف لیوانشو خوردم...بعد الان کاملا دارم میمیرم..یعنی

الان یادم اومد که دکتره گفته بود عرق زیره رو باید یه لیوان بخوریم و دم کردشو فقط یه

قاشق چای خوری!دیگه خودتون حساب کنید که من چه دز بالایی الان مصرف کردم!با

ذکر این نکته به ادامه مطلب متوجه باشید...

امسال هم مثل سنوات گذشته دهه محرمی اومدو رفت و من نیز در این مدت

مخصوصا دو شب تاسوعا و عاشورا که به کار عکاسی در خیابونا مشغول بودم با

دهانی باز و هاج و واج به رخدادهای دورو برم مینگریستم و تنها دستاوردی که بیشتر

از این عزاداریها نصیبم میشد چشمکو لبخندو تماس جسمی عمدی بدندخترپسرها و

در نهایت رد و بدل کردن شماره تلفن بود ..

تو این مدت عکسهای جالبی از این جفنگ بازیا تهیه کردم و چه بسا زمانی

که مشغول عکاسی مخفیانه از تعدادی خانوم که داشتن جفتکهای مآبانه مینداختن و

اشوه های دلبرانه ول میدادن بودم اسیر آماج حملاتشون قرار گرفتم که در نهایت با

فراراز محلکه جونمو نجات دادم و چه بسا که پس از این واقعه و خاموش شدن شعله

هایالکی خشمشان موردعنایتشون قرار گرفتم که در نهایت با عذر خواهی و ارائه

پیشنهادات غیر انسانی تعدادی از اونها قضیه ختم بخیر شد.

همین دیگه تموم شد!...این همه میخونین فکر میکنین مثلا آخرش چی میشه

مثلا؟خب میبینید که فعلا خبری نیست!...تا بعد

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 11:40  توسط یک جوان  |