تبليغاتX
یادداشتهای یک جوان ترشیده
افکار پراکنده یک موجود منسجم از همه چيزو همه جا
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


یادداشتهای یک جوان ترشیده







:Powered By
BLOGFA.COM






WwW.Template-Ir.Tk




و مسلما باز این خود منم که بعد از ۲۳ روز با پررویی هر چه تمامتر اومدم توی این وبلاگ مستهجن و دارم

دوباره از درونم سخنان یاوه سر میدهم تا بلکه مجددا افراد خیر و نیکوکار بیان درشو ببندن!!

عرض شود که در این مدت که نبودم در واقع سایرین به صورت خورشید پشت ابر از من بهره میبردند و من

ناگهان بعد از قبول شدن در یک رشته جدید یک عدد لقب زشت بهم چسبید که همانا الان دوباره یک نفر

دانشجو هستم(مستحضر هستید که نفر واحد شمارش شتره؟!)و من واقعا از خودم خجالت میکشم الان

و از کرده خودم پشیمونم عین سگ  همواره الان میشه یه مقدار احساساتی با این مقوله برخورد کرد و

اعلام نمود که ای داد ما که یک مدرک همانا به درد نخور داریم پس دوباره واسه چی ادامه تحصیل بدیم ؟

و خلاصه که قرار بود دست از یاوه گویی در این وبلاگ بکشم و دیگه ننویسم اما چه کنم که باز دلم

هوس کرد بیام توی چهار دیواری خودم بشینم چرندیات بهم ببافم و احیانا الان شماها هم دارین با ا

نگشت منو نشون سایرین میدین میگید اه اه پسره پررو خجالتم نمیکشه با 2۴ سال سن و بالغ بر۲

 سال سابقه معلوم الحالی باز نشسته آسمون ریسمون بهم میبافه!

به هر حال همینه که هست!..

در آخر هم  ۱۷ مرداد روز خبرنگار رو به خودم و تمامی خبرنگاران اصحاب رسانه تبریک و تهنیت عرض

مینمایم.خب فعلا همین دیگه!مرسی که زحمت کشیدید خوندید

تکبییییر

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 11:14  توسط یک جوان  |