تبليغاتX
یادداشتهای یک جوان ترشیده
افکار پراکنده یک موجود منسجم از همه چيزو همه جا
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


یادداشتهای یک جوان ترشیده







:Powered By
BLOGFA.COM






WwW.Template-Ir.Tk




از انگولک کردن بقیه خوشم میاد .

ازمشکوک بودن بدم میاد .

هرچند که از مطمئن بودن هم بدم میاد .

از نزدیک شدن به غریبه ها خوشم میاد .

از خیال پردازی خوشم میاد .

از خیال پردازی راجع به غریبه ها خیلی خوشم میاد .

از اینکه سرم به سنگ بخوره خوشم میاد .

حتی از اینکه هی هم بخوره خوشم میاد .

از توجیه کردن خودم بدم میاد .

از توجیه کردن دیگران نسبت به خودمم بدم میاد .

از اینکه ازم توضیح بخوان بدم میاد . خیلی بدم میاد .

از اینکه موذی بازی در بیارم و خودمو ضعیف نشون بدم تا طرف از در نقطه ضعفم وارد بشه خوشم میاد .

از اینکه بعضی ها فکر می کنن آدمای پولدار دوست داشتنی ترن بدم میاد .

از اینکه تنهایی برم جایی خوشم میاد .

از آدمای کم هوش بدم میاد .

از اینکه شب بخوابم بدم میاد .

از اینکه شب تنها بخوابم خیلی بدم میاد .

ولی اگه شب قبل از خواب با کسی حرف بزنم اونوقت یه کم خوشم میاد .

از اینکه تو تابستون سردم بشه خوشم میاد .

از این که اس ام اس بزنم دیگه بدم میاد .

از وقت تلف کردن خوشم میاد .

از دخترای لوس بدم نمیاد .

از صدای دخترا وقتی که خواب آلودن خیلی خوشم میاد .

از زل زدن تو چشم دیگران خوشم میاد .

حتی خیلی خیلی خوشم میاد .

از بغل کردن خیلی خوشم میاد .به شرطی که ..................!

از آدمای پر حرف خوشم میاد .

از آدمای کم حرف هم خوشم میاد .

از حرافیهای خودم خیلی خوشم میاد .

ولی از آدمایی که به اندازه حرف می زنن خوشم نمیاد .

از اینکه دوست دارم سر از زندگی دیگران در بیارم خوشم میاد.

از گرفتن وشگون خیلی بدم میاد .

از آروم حرف زدن در گوش خوشم میاد .

از گریه کردن پسرا خیلی خیلی بدم میاد .

از اینکه از خیلی ها که باید بدم بیاد بدم نمیاد بدم میاد .

از اینکه از خیلی ها که نباید خوشم بیاد خوشم میاد خیلی بدم میاد .

از اینکه دنیا دار مکافاته خوشم میاد .

از بچه خوشم نمیاد .

ولی از مادر بچه خیلی خیلی خوشم میاد .

از اینکه مخ یکی رو بخورم خوشم میاد.

از خوندن قیافه آدما خوشم میاد .

از قیافه های اجق وجق بدم میاد .

از صورتهای بانمک خوشم میاد .

از اینکه هنوز شینم میزنه خوشم میاد .

از اینکه میگن مثل عمو پورنگ حرف میزنی خوشم میاد بعضی وقتا هم بدم میاد .

از اینکه special place یه نفرو کشف کنم خوشم میاد .

از نگاه سرد خیلی بدم میاد .

از اینکه به همه چی گیر میدم خوشم میاد .

از اینکه هنوز دلم واسه خیلی چیزا و خیلی کسا تنگ می شه خوشم میاد .

از چیزی که دائم بهش فکر کنم بدم میاد .

از اینکه عامیانه صحبت کنم که همه بفهمن خوشم میاد .

از وسواسی بودنم به شدت بدم میاد .

از خوندن آواز تو حموم خیلی خوشم میاد .

از رنگهای جیغ خوشم میاد .

از رنگ سیاه بدم میاد .

از گریه و شیون و زجه و پشت سر جنازه بدم میاد .

از دیدن صحنه های اعدام خوشم میاد .

از اینکه دیگه از بدخواهم خوشم نمیاد خوشم میاد .

از خودمم خوشم میاد .

از اینکه بدخواهم از من بدش ییاد خوشم میاد .

بدم میاد از اونایی که ازشون بدم میاد ازمن خوششون بیاد.

از اینکه با دیگران زود گرم میگیرم خوشم میاد .

...

آره خوشم میاد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 13:5  توسط یک جوان  | 


تازگیا تو مترو حال و حولم به راهه!

 

توی مترو آدمارو نگاه می کنم، بعد گیر می دم به یکی.

 

نمی دونم چرا بعضیا فکر میکنن وقتی یکی نگاشون می کنه یه جای صورتشون یه چیزیه..هی دست

 

میکشن به صورتشون یا پای چشمشون و تمیز می کنن!؟ بعضیا هم مثه من پررو اند. چشماشونو تو چشات

 

گره میزنن حالا بیا و بازش کن. بازم این بعضیا دو دسته میشن: بعضیاشون سریع نگاهشونو برمیگردونن، ولی

 

بعضیا هم بدون اینکه پلک بزنن نیگا میکنن ولی من چونکه هدف دارم، نگاهمو برنمی گردونم، تا اونقدی که

 

اون از رو بره و نگاهشو برگردونه، اون موقع یعنی من برنده شدم، بعد میرم سراغ آدمه کناریش. کی یه کتک

 

مفصل بخورم خدا میدونه

 

 

پ.ن:   اینکارو فقط وقتی مترو خلوته انجام بدین. در غیر اینصورت وقتی میخای نگاهتو برگردونی میبینی

 

دماغت زیر بغل کناریته..

 

 آدما بعضیا شونم بعضی دارن؛ هیچ کس مثه هیچ کسی نیست! 

 

 وقتی تو مسخره ترین کارتم هدف داشته باشی، تو بعضی از بعضی ها نیستی؛ تو خود خودت هستی

 

تکبییییییییر.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 16:17  توسط یک جوان  | 


 میخام از دختری بگم که عاشقه...

 

فکرشو بکن به دختر خانم  همیشه از ساعت ۷ صبح تا ۷ شب درست بالای پله های مترو منتظر

 

واسه تا تو رو ببینه. همیشه هم یه برگ کاغذ دسش باشه که بوی عطرش آدم رو دیونه میکنه.تا

 

میری نزدیکش مثه اون دختره ی کبریت فروش تو شب عید کریسمس دسشو میاره جلو و تو رو پر از

 

نیگا میکنه...

 

نمیدونم فک کنم من رو خیلی دوست داره، منم هر جا که باشم همیشه از مترو که پیاده میشم 

 

راهمو کج میکنم تا اونو ببینم...و برگه رو بگیرم.

 

راستی رو برگه هایی که بهم میده همیشه یه جمله قشنگ نوشته عطر بهشت بخرید و اشانتیون

 

بگیرید!!! من که میگیرم  .........! ولی بقیه بوش میکنن اینه فرق من با بقیه....

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 12:46  توسط یک جوان  |