تبليغاتX
یادداشتهای یک جوان ترشیده
افکار پراکنده یک موجود منسجم از همه چيزو همه جا
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


یادداشتهای یک جوان ترشیده







:Powered By
BLOGFA.COM






WwW.Template-Ir.Tk




بعد از یک ساعت صحبت با دوست تازه‌یافته‌ام که صحبتهاش رقت قلب شبنم نیلوفرهای

 صبح کودکی‌ام را دارند بهش گفتم: گاهی دلم می‌خواد به خدا بگم خدایا این ذره‌ی ناچیز رو که

با هیاهوش نظم کائنات به این بزرگی تو رو به هم میزنه ببخش! که گاهی به خودش حق میده

با خروج از جایی که براش ساختی دنیایی رو به هم بریزه....

هر شب که از لای پنجره، تک ستاره‌ی آسمان تیره با تمام دلبری‌ش چشمک می‌زند و انگار خودش

را به هر دری می‌زند که نگاه ازش برنگیرم این شعر را زمزمه می‌کنم:

خدایا
         خدایا 
                  تو با آن بزرگی
                                     در آن آسمانها 
                                                        چنین آرزویی
                                                                          بدین کوچکی را
                                                                                                توانی برآورد 
                                                                                                                   آیا ؟

پ.ن:یک خرس سفید پشمالو با یک جعبه ناز خوشگل پر از شکلات هدیه روز ولنتاین بود

که توسط پیک از طرف شخص مجهولی به آدرس خونمون ارسال شد که بسی غیر منتظره بود و

من هنوز در کما بسر میبرم که این هدیه از کجا و از طرف چه کسی میتونه باشه..

دلتون بسوزه..

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 15:7  توسط یک جوان  | 


تازگيا دقت کردين که چقدر دختر و پسرها با هم مهربون شدن؟!  ديدین چقدر اين دخترا آدمو تحويل

ميگيرن و هی لبخند و چشمک تحويلتون ميدن؟!

يه اتفاقی قراره بيفته! ............. بــــــــــــــــــــــــــــــــــله درست حدس زدید... فردا روز
ولنتاينه



خـــــــــــــــــــــــــــــــــب!  ديگه محرم و عزاداری و عاشورا تموم شد و حالا باز يه فرصت ديگه پيش امده

تا اين جوونهای پرشور و هيجان و انقلابی بريزن تو خيابونا و اين بار عشقشون رو به معشوقه زمينيشون

 نشون بدن بعضی از تلويزيونها و راديو های معلوم الحال هم که از چند روز قبل جوسازی رو شروع کردن

که وعده ما اين ميدون و اون ميدون و فلان ساعت که بريزیم تو خيابوناو بگيم که ما عاشقيم و چيزی از

بقيه ملتها کم نداريم و ميتونيم حق مسلمممون رو از اينحکومت با اينکارا بگيريم و هزار یک چرند دیگه... 

بازار عطر و شکلات و گل و عروسکم که داغه داغه و همه فروشنده ها سعی ميکنن که آخرين اجناس

خودشون رو با آخرين قيمتی که ميتونن تو پاچه مشتری ها بکنن! 

چون ميدونن که فقط ۱ بار در سال فرصت دارن که اينجوری پولها رو به طرف خودشون سرازير کنن.. 

به قول بعضیا : ولنتاین به نام عاشقان،به کام تاجران
مثلا گل رزی که تا هفته پيش ۵۰۰ تومان بود!! يهویی

ميشه ۱۰۰۰ تومان،‌چون فصل زمستون هم هست ۵۰۰ تومانم بابت کميابيش ميگيرن و ۵۰۰ تومان هم بابت

اين روز اضافه ميکنن و خلاصه بعضی جاها تا ۲۰۰۰ تومان هم ميفروشن!!

عروسک و شکلات هم که ديگه جای خود داره!! همه سعی ميکنن تا گرونترين و خوشگلترين نوعش رو

بخرن تا ارزش عشقو دوست داشتنشون اینا معلوم بشه و جلو بقيه کم نيارن!!

تو اين روزا همه با هم خوب و خوشن و همديگه رو تند تند ميبينن و تو هر کافی شاپی رو که ميبينی يه

عالمه قلب و کبوتره که بالای ميزا در حال حرکتن..و خلاصه همه دارن لاااااااااااااااااااو ميترکونن...

اما يه چيزی...

اصلاً چه معنی داره که همه دختر و پسرهای دنیا در یک روز مشخص Love بترکونن؟مگه بقیه روزهای

خدا رو ازشون گرفتن آخه؟!‌

به نظر منه بی تجربه عشق اصلاً به رنگ این قلب های پلاستیکی توی ویترین ها نیست.عشق اصلاً شکل

این خرس های پشمالو و سگ های خندان و گربه ها و کلاغهای عجیب و غریب نیست عشق اصلا بوی تند

این ادکلن هایی رو نميده که همه به ترفندی توی شیشه های رنگی جا شدن.عشق اصلا شبیه هیچکدوم

از اينا نيست رنگ و بوی عشق و دوست داشتن خیلی ملایمتر و آرومتر و درونیتر از این صحبتاست به قول

شاعر عشق  یک چیزی مثل کشک و دوغه

ولی خب! حالا که همه تو این جو رفتن،تو اين روزا بيشتر به فکر خودتون و اونی که دوستش دارين باشين

و سعی کنيد که بهتون خوش بگذره و از اين با هم بودنتون لذت ببريد!

يادتونم باشه که ولنتاين فقط واسه زيد بازی نيست واسه پدر و مادر و خانواده و دوستهای همجنس و کلا همه کسايی

 که دوستشون داريد ميتونيد گل بخرين و بهشون ابراز محبت کنيد ولی به شرطی که ادامه دار باشه و فقط مختص

 به ۱ روز خاص نباشه.تو اين ۱ روز که همه چی زيباست و همه بازی عشقو بردن ولی اگه تو کل دوران دوستيتون

تونستی خوشحالش نگه داری،بازی رو بردی! یادمونم باشه که زیبایی ما، در فردیت ماست...

پس هر غلطی همه کردن،‌تو نکن!!!  عوضش يه کاری کن که همه نکرده باشن.کل مغازه ها و پاساژهایی که

میشه رفت رو بگرد! یه هدیه ای براش بگیر که تک باشه! با عشق براش کادو کن عطری که دوست داره رو بهش بزن...

شب بشین و تا صبح فکر کن که چه جوری بهش بدی ( کادو رو میگما!!  )و چه حرفهایی بهش بزنی!

 فرداش ببرش جایی که اون دوست داره و خوب تو چشاش نگاه کن و بگو که چقدر دوسش داری و برات با ارزشه و
 
کادوتو تقدیمش کن! اگه اونم از ته دل دوستت داشته باشه!یکی از قشنگترین لحظه های زندگیتون رقم میخوره.

 ببینید من چقده واردم

علی ایحال امیدوارم که این حال و هوا برای یک روز و چند ساعت نباشه و استاتیکه استاتیک باشه!

اميدوارم که همه شما به اون عشقی که ميخواين و دوست دارين برسين و در کنار هم همیشه خوب و خوش و

 سلامت باشين و هيچ وقتم طعم تلخ جدايی و دوری و دلشکستگی اینارو نچشين!! و از زندگيتون لذت ببرين

تکبییییییییییر....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 15:47  توسط یک جوان  | 


به نظر شما این یاروهایی که تو راهپیمایی ها بالای وانت عربده میزنن "مرگ بر آمریکا...."

بعد هم زرتو زرت عده ای الااااااااغ پشت سرشون تکرار میکنن؛
 

 اگه از بچشون تو مدرسه بپرسن “باباتون چیکاره است؟” بچه ی بدبخت چی باید بگه؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 15:29  توسط یک جوان  |