تبليغاتX
یادداشتهای یک جوان ترشیده
افکار پراکنده یک موجود منسجم از همه چيزو همه جا
كل بازديدها:
افراد آنلاین:


یادداشتهای یک جوان ترشیده







:Powered By
BLOGFA.COM






WwW.Template-Ir.Tk




بالاخره همه چیز همونطور که گفتم شد.

بازی چند ماه ی دولت تموم شد...ما بازیگرای خوبی بودیم.

به خودم ،به شما ،به همه ی بازیگرا تبریک میگم...

ما مقام اول رو در خر فرض شدن اوردیم.

فقط یه چیز مبهم برام مونده...اینها میخوان چطور جواب پس بدن؟

چطور...کارگردان فیلممون چطور خودش رو مبری از گناه و دروغ میدونه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 2:40  توسط یک جوان  | 


آنچه که در مورد انتخابات در ایران واضح و مبرهن است اینه که این انتخاب نیست بلکه انتصاب است و ما

هم میبایست طبق تجربه های گذشته (رئیس جمهور بودن ۸ ساله )منتظر انتصاب دوباره احمدی نزاد در

دولت دهم نیز باشیم .

چیزی که همه بهش معتقدیم و مذاکرات چند شب اخیر هم این موضوع رو ثابت کرده اینه که هممون در

زیر این پرچم بازیچه ای بیش نیستیم و هرکس به فکر پر کردن جیب خودشه.

 خود من به شخصه مخالف هر چهار کاندید هستم اما به جهت ضربه سختی که از این دولت در اواخر

عمر حکومتیش خوردم به رقیب سر سخت و بزرگ احمدی نژاد رای میدم.

بگو بین بد و بدتر چه حق انتخابی هست ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 2:56  توسط یک جوان  | 


خب گه‌گاهی اینطوری می‌شود. اینطوری که آدم بیاید ببیند که وبلاگش فیلتر شده. آن هم تا دسته! و بعد بماند که چه بگوید. دعا هم که خلق نشده برای این طور مواقع که آدم دست به دامن شیخ عباس قمی شود و مثلا با گفتن 239 بار " اللهم خلصنا من الفیلترهم" خودش را آرام کند یا دست کم سرکار بگذارد.

به دو سه تا دوست و رفیق زنگ می‌زنم برای پی‌گیری ماجرا و رفع سوءتفاهم. شد، شد؛ نشد، نشد...! من آدمی که برای موقعیت‌های خیلی مهم‌ترش گردن کج کنم نیستم، چه رسد به اینجا که اصلا خبط و خطایی نشده که کار به باقی داستان بکشد.

گفتم که یک وقت اگر آمدید دیدید کل دبش رفته هوا بدانید ماجرا چیست. هرچند بعید می دانم برای آدم‌های زیادی دبش و نویسنده‌اش به اندازه‌ی آن پشه هم قدر و اعتبار و اهمیتی قائل باشند.

شاید درسی باشد برای من که در مملکتی که معلوم نیست از آن بالا چی می آید، دهانم را به انتظار باران نیمه‌باز نکنم!

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 23:42  توسط یک جوان  | 


سلاممممممممممممممممممممممممممم من دوباره برگشتم

بزودی آپ خواهم کرد

فعلا تا بعد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:2  توسط یک جوان  | 


بالاخره پس از کلی تلاش و علیرغم انتقادهای فراوان قسمت دوم برنامه مستند شوک با حضور تعدادی از

بازیگران معروف سینما از جمله حامد کمیلی دیشب به روی آنتن شبکه سوم سیما رفت .

با اینکه ما خودمون میدونیم باز هم انتقادها و حملات کثیری توسط مخالفان به ما خواهد شد اما تلاش

کردیم تا این سه قسمت باقی مانده رو هم پخش کنیم که خوشبختانه موفق شدیم..

اما برای هفته آینده مستند جدیدی رو آماده کردیم که محوریت اصلی برنامه مصاحبه های جنجالی و تکان

دهنده با مدیران سایتهای معروف س .ک .س در زندان هستش  که همشون به اعدام محکوم شدند..

پیشنهاد میکنم که حتما این برنامه رو نگاه کنید .البته دیدن این برنامه توسط شبکه سوم سیما      

برای افراد زیر ۱۸ سال ممنوع شده که این تصمیم سیاستیه برای جذب بیشتر مخاطب.

خلاصه این برنامه رو از دست ندین که خیلی تاثیر گزاره..

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 10:30  توسط یک جوان  | 


کلا خیلی کم سابقه داشته که من اینقدر دیر به دیر آپ کنم علتش هم مشغله زیاد و قرار گرفتن بر سر

دوراهی در مورد موضوع پست ها هستش اما از این به بعد بدون در نظر گرفتن موضوعات خاص سعی

میکنم از چیز و همه جا بنویسم که مسیر نوشته های وبلاگ یکنواخت نشه:

الان هم برای خالی نبودن عریضه بدون هیچ مقدمه ای میریم سراغ چند تا از ایمیلها و پاسخهایی که

بهشون داده شده :

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 15:16  توسط یک جوان  | 


خانم سولماز: سلام من سولماز هستم در حدود 9 ماه پيش با پسري 28 ساله از طريق نت اشنا شدم

اون علاقه شديدي به من پيدا كرد طوري كه هروقت منو ميديد گريه ميكرد و ................


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 15:23  توسط یک جوان  | 


آقا من با ديدن خيلی از فيلمای ايرانی، يه سؤال برام پيش اومده. ميخوام بدونم اين حرکتی که زوجای

عاشق تو فيلمای ايرانی ميکنن، که تو يه محيطی مثلاً دور يه ميز ناهارخوری دنبال هم ميذارن، واقعاً

کسی هست که انجامش داده باشه؟ شماهايی که اينجا رو ميخونين، تا به حال شده دنبال پارتنرتون تو

اتاق کرده باشين ؟ يا شده پارتنرتون دنبالتون کرده باشه؟

این فیلم "زن دوّم"  هم که ديگه شاهکار چندشه واقعاً! توش يه همچين حرکتی ميکنن (ممّدرضا فروتن

دنبال نيکی کريمی ميکنه) بعد تصوير سويچ ميشه رو دو تا سگاشون که دارن روی برفا بالا پایین میپرن!

واقعا خیلی مسخرس.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 17:0  توسط یک جوان  | 


 سال گذشته فیلمی دیدم که اسمشو دقیقا یادم نیست فکر میکنم آوای فاخته بود .توی فیلم پرستار

تیمارستان به دیوانه ها میگفت هر وقت بخواهید میتونید از اینجا برید . در حالیکه هیچکدوم از اونها قانونا

اجازه ی خروج نداشتند . این روش، یک راه بسیار ساده اما کاملا موثره .در واقع سوپاپیه برای جلوگیری از

خفقان .

خفقان چیز ترسناکیه . میتونه قشنگترین جاها رو به شکنجه گاه تبدیل کنه ( همونطور که اگر درهای

خروج یک قصر رو بر روی شما ببندند تحمل ماندن در اونجا رو نخواهید داشت ) به نظر من رابطتتون رو

طوری ترتیب ندهید که طرف مقابل فکر کنه به هیچ طریقی امکان خروج از اون رو نداره . حتی اگه بدون

اون میمیرید ، مدام اونو به رخش نکشید . بگذارید دست کم توهمی باش وجود داشته باشه که هر وقت

خواست ترکتون کنه میتونه و ناگزیر نیست یک جنازه پشت سرش باقی بزاره .البته ممکنه اگر او شما رو

ترک کند واقعا بمیرید . اما نگذارید این در کلمات شما و بدتر از اون در چشماتون مشخص بشه .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 17:4  توسط یک جوان  | 


از امروز قصد دارم ایمیلهایی که تا به امروز به دستم رسیده به همراه پاسخهایی که بهشون داده شده را

در وبلاگ منتشر کنم فکر کردم شاید به درد دیگران هم بخوره ... 

دوستانی که مایلند موضوعاتشان را جهت مشورت و همفکری در ایمیل مطرح کنند می تونند از این به

بعد نامه هایشان را به Sousk_soosoool3@yahoo.com آدرس ارسال کنند و یا از طریق آیدی یا هو

مسنجر کناری وبلاگ پی ام بدهند:خوب بدون وراجي بریم سراغ ایمیلهای رسیده.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 13:28  توسط یک جوان  |